• فناوری
  • سرگرمی
همچنین در ناتیلوس بخوانید


داستان کودکانه ضامن آهو


تفاوت ریزش موی ارثی و هورمونی + درمان قطعی
ساخت آنلاین فایل Robots.txt
انیمیشن سختار اولین موتور بخار در جهان از توماس نیوکامن
با انتخاب رنگ کشف کنید که چه چیزی انرژی و سلامت شما را مسدود کرده است ؟
افشاگری بزرگ احمدی نژاد درباره باند های امنیتی حکومتی
خیانت: دلایل، عواقب و راه‌های ترمیم رابطه
ترافیک چه تاثیری بر روان کلان شهر نشین ها می‌گذارد؟
پیام تبریک کلاس اولی شدن؛ با این متن‌ها خاطره‌ساز شوید
بیوگرافی رامینا ترابی؛ از بازار وکیل تا برندهای جهانی
توسعه روبات‌های انسان‌نما مجهز به هوش مصنوعی
نمونه ای از تست هوش هیجانی برادبری و گریوز
عینک مطالعه یا نزدیک بینی برای چه کسانی است؟
کیوی و خواص و کاربرد کیوی در پزشکی و بیوست
نحو فارسی کردن زبان نوشتاری ویندوز XP و 7 و 8 + عکس و متن
داستان شرکت کُروز/آیا ایران خودرو به کُروز واگذار می شود؟
این جاروی رباتیک از پله‌ها بالا می‌رود
احادیثی از ائمه درباره ایثار
تایر خاص «بریجستون» برای ماه‌نوردها معرفی شد
شریک زندگی خود را سرزنش نکنید: راه‌هایی برای ایجاد یک رابطه شادتر و سالم‌تر
راهنمای رزرو تور کوش آداسی
داستان کودکانه ضامن آهو
Download Search children-story-deer-guarantor چهارشنبه 21 شهريور 1403 بازدید: 327
داستان کودکانه ضامن آهو

داستان کودکانه ضامن آهو

اطلاعات بیشتر در رابطه با داستان کودکانه ضامن آهو،داستان ضامن آهو،قصه ضامن آهو،قصه کودکانه ضامن آهو،داستان زیبای کودکانه ضامن آهو به سایت ناتیلوس مراجعه کنید




داستان کودکانه ضامن آهو

داستان کودکانه ضامن آهو

 

داستان زیبای ضامن آهو

در این مقاله از ناتیلوس، به داستان کودکانه ضامن آهو پرداخته‌ایم. این داستان زیبا و آموزنده، ماجرای مهربانی امام رضا (ع) به یک آهو را روایت می‌کند. در این حکایت، امام رضا (ع) با فداکاری خود، آزادی آهویی را که شکارچیان به دام انداخته‌اند، به دست می‌آورد. داستان کودکانه ضامن آهو یکی از محبوب‌ترین قصه‌های مذهبی کودکان است.

یکی بود، یکی نبود، جز خدای مهربان هیچ کس نبود. در یک دشت سرسبز و زیبا، مامان آهوی مهربان با دو بچه آهوی کوچکش زندگی می‌کرد. مامان آهو همیشه به دشت می‌رفت تا غذا جمع کند و به بچه‌هایش می‌گفت که در لانه بمانند و تا او برنگردد، بیرون نروند.

 

بچه‌ها همیشه به حرف مامان آهو گوش می‌دادند و تا او برمی‌گشت، در لانه می‌ماندند. اما روزی از روزها، وقتی مامان آهو برای جمع‌آوری غذا به دشت رفت، پایش در دام شکارچی گیر کرد و گرفتار شد.

 

مامان آهو که بسیار نگران بچه‌هایش بود، در دل خود از خداوند کمک خواست و گفت: «خدایا، بعد از من چه بر سر بچه‌هایم خواهد آمد؟»

 

قصه ضامن آهو

داستان ضامن آهو

 

شکارچی که مامان آهو را گرفتار کرده بود، قصد داشت او را با خود ببرد. اما در این میان، مردی از آنجا عبور کرد و شکارچی آهو را زمین گذاشت.

 

در همان لحظه، مامان آهو به سمت مرد مهربان رفت و پشت او پنهان شد. مرد مهربان رو به شکارچی کرد و گفت: «این آهو را به من بفروش و مبلغ زیادی پول بگیر.»

 

شکارچی گفت: «این آهو مال من است و نمی‌فروشمش.»

 

مامان آهو که دید شکارچی حاضر به فروش او نیست، رو به مرد مهربان کرد و گفت: «من دو بچه کوچک دارم. خواهش می‌کنم، ضامن من شوید تا به نزد بچه‌هایم بروم و به آن‌ها غذا بدهم و سریع برگردم.»

 

داستان زیبای  کودکانه ضامن آهو

داستان زیبای  کودکانه ضامن آهو

 

مرد مهربان که زبان حیوانات را می‌دانست، شروع به صحبت با مامان آهو کرد و وقتی آهو دید که او زبانش را می‌فهمد، ادامه داد: «ای آقای مهربان، من دو بچه کوچک دارم. لطفاً ضامن من شوید تا به بچه‌هایم بروم و سریع برگردم.»

 

مرد مهربان قبول کرد و به شکارچی گفت: «من ضامن این آهو می‌شوم. لطفاً اجازه بدهید تا این آهو برود و به بچه‌هایش غذا بدهد و سپس برگردد.»

 

شکارچی که شگفت‌زده شده بود، گفت: «آیا ممکن است که آهو برگردد؟ اما من شما را به عنوان ضامن می‌پذیرم و امیدوارم آهو برگردد.»

 

مامان آهو با سرعت به لانه برگشت و به بچه‌هایش غذا داد و سفارش کرد که مراقب خود باشند. سپس به خاطر قولی که به مرد مهربان داده بود، به سرعت به سمت شکارچی برگشت.

 

وقتی شکارچی دید که مامان آهو به قولش عمل کرده و برگشته است، بسیار متعجب شد و گفت: «آقا، من این آهو را آزاد می‌کنم. لطفاً بفرمایید شما کیستید؟»

 

مرد مهربان خود را معرفی کرد و گفت: «من امام رضا (علیه‌السلام) هستم.»

 

قصه کودکانه ضامن آهو

قصه کودکانه ضامن آهو

 

شکارچی با شنیدن نام امام رضا بسیار متاثر شد و اشک در چشمانش جمع شد. او فوراً به سمت شهر حرکت کرد تا خبر آمدن امام را به مردم برساند.

 

مامان آهو نیز وقتی نام امام رضا را شنید، به پای امام رضا افتاد و از او بسیار تشکر کرد. امام رضا او را نوازش کرد و فرمود: «به نزد بچه‌هایت برو و مراقب خودتان باشید. من دعا می‌کنم که هیچگاه در دام شکارچی دیگری نیفتید.»

 

مامان آهو از دیدن امام رضا خوشحال شد و به نزد بچه‌هایش برگشت و داستان ضامن شدن امام را برای آن‌ها تعریف کرد.

 

بله، بچه‌های عزیز، امام رضا (علیه‌السلام) همان‌طور که با حیوانات مهربان بود، به ما نیز می‌آموزد که باید با حیوانات مهربان باشیم و گاهی برای آن‌ها غذا ببریم.

 

گردآوری: بخش کودکان ناتیلوس

 


لطفا نظر خود را درباره مطلبی که خوانده‌اید، بنویسید...
نام شریف شما :
آدرس ایمیل:
مطلب :
کپی از مطالب این سایت تنها با ذکر فاتحه رایگان است
مجله تفریحی و سرگرمی ناتیلوس   Natilos.ir © 2024 - 2015
V 9.8