• فناوری
  • سرگرمی
همچنین در ناتیلوس بخوانید


داستان کودکانه ضامن آهو


حضرت علی(ع)صحنه مرگ راچنین بیان می فرمایند
چطور همیشه بلیط هواپیمای ارزان پیدا کنیم؟ بهترین نکات و ترفندها
آیا حس چشایی و بویای بعد از عمل بینی تحت تأثیر قرار می‌گیرد؟
سقف کشسان چیست و چه ویژگی و مزایا و معایبی دارد ؟
نحوه اتصال بایننس اسمارت چین BNB به متامسک MetaMask
آموزش طراحی سایت با وردپرس در رادمان: وب‌سایتی حرفه‌ای خلق کنید!
پاول دوروف از فرانسه ممنوع‌الخروج شد
راهنمای جامع خرید میز رستوران و صندلی غذاخوری
ثبت یا درج آدرس .www در پیش از پسوند نام دامنه سایت
تصاویرجالب و دیدنی؛ ازجشن حامیان طالبان تا نمایشگاه پرورش گوسفند
بیوگرافی اسماعیل کارتال سرمربی ترکیه ای
قیمت آیفون با تعرفه ۳۰ درصد چقدر می‌شود؟
هر آنچه باید درباره جراحی اندارترکتومی کاروتید بدانید
بودجه سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی چقدر است؟
جدید ترین زمر یا کد تقلب بازی GTA5 V برای PS4
بهترین کپشن های عاشقانه برای همسر
سفرهای کاری به سبک حرفه‌ای‌ها: چگونه کار و تفریح را ترکیب کنیم؟
رابطه جنسی رضایت‌بخش از نگاه علم
غذای خانگی برای گربه‌ها: طرز تهیه مرغ آب پز برای گربه
چگونه سیب‌زمینی را نگینی خرد کنیم؟ ترفندهای ساده و سریع
داستان کودکانه ضامن آهو
Download Search children-story-deer-guarantor چهارشنبه 21 شهريور 1403 بازدید: 438
داستان کودکانه ضامن آهو

داستان کودکانه ضامن آهو

اطلاعات بیشتر در رابطه با داستان کودکانه ضامن آهو،داستان ضامن آهو،قصه ضامن آهو،قصه کودکانه ضامن آهو،داستان زیبای کودکانه ضامن آهو به سایت ناتیلوس مراجعه کنید




داستان کودکانه ضامن آهو

داستان کودکانه ضامن آهو

 

داستان زیبای ضامن آهو

در این مقاله از ناتیلوس، به داستان کودکانه ضامن آهو پرداخته‌ایم. این داستان زیبا و آموزنده، ماجرای مهربانی امام رضا (ع) به یک آهو را روایت می‌کند. در این حکایت، امام رضا (ع) با فداکاری خود، آزادی آهویی را که شکارچیان به دام انداخته‌اند، به دست می‌آورد. داستان کودکانه ضامن آهو یکی از محبوب‌ترین قصه‌های مذهبی کودکان است.

یکی بود، یکی نبود، جز خدای مهربان هیچ کس نبود. در یک دشت سرسبز و زیبا، مامان آهوی مهربان با دو بچه آهوی کوچکش زندگی می‌کرد. مامان آهو همیشه به دشت می‌رفت تا غذا جمع کند و به بچه‌هایش می‌گفت که در لانه بمانند و تا او برنگردد، بیرون نروند.

 

بچه‌ها همیشه به حرف مامان آهو گوش می‌دادند و تا او برمی‌گشت، در لانه می‌ماندند. اما روزی از روزها، وقتی مامان آهو برای جمع‌آوری غذا به دشت رفت، پایش در دام شکارچی گیر کرد و گرفتار شد.

 

مامان آهو که بسیار نگران بچه‌هایش بود، در دل خود از خداوند کمک خواست و گفت: «خدایا، بعد از من چه بر سر بچه‌هایم خواهد آمد؟»

 

قصه ضامن آهو

داستان ضامن آهو

 

شکارچی که مامان آهو را گرفتار کرده بود، قصد داشت او را با خود ببرد. اما در این میان، مردی از آنجا عبور کرد و شکارچی آهو را زمین گذاشت.

 

در همان لحظه، مامان آهو به سمت مرد مهربان رفت و پشت او پنهان شد. مرد مهربان رو به شکارچی کرد و گفت: «این آهو را به من بفروش و مبلغ زیادی پول بگیر.»

 

شکارچی گفت: «این آهو مال من است و نمی‌فروشمش.»

 

مامان آهو که دید شکارچی حاضر به فروش او نیست، رو به مرد مهربان کرد و گفت: «من دو بچه کوچک دارم. خواهش می‌کنم، ضامن من شوید تا به نزد بچه‌هایم بروم و به آن‌ها غذا بدهم و سریع برگردم.»

 

داستان زیبای  کودکانه ضامن آهو

داستان زیبای  کودکانه ضامن آهو

 

مرد مهربان که زبان حیوانات را می‌دانست، شروع به صحبت با مامان آهو کرد و وقتی آهو دید که او زبانش را می‌فهمد، ادامه داد: «ای آقای مهربان، من دو بچه کوچک دارم. لطفاً ضامن من شوید تا به بچه‌هایم بروم و سریع برگردم.»

 

مرد مهربان قبول کرد و به شکارچی گفت: «من ضامن این آهو می‌شوم. لطفاً اجازه بدهید تا این آهو برود و به بچه‌هایش غذا بدهد و سپس برگردد.»

 

شکارچی که شگفت‌زده شده بود، گفت: «آیا ممکن است که آهو برگردد؟ اما من شما را به عنوان ضامن می‌پذیرم و امیدوارم آهو برگردد.»

 

مامان آهو با سرعت به لانه برگشت و به بچه‌هایش غذا داد و سفارش کرد که مراقب خود باشند. سپس به خاطر قولی که به مرد مهربان داده بود، به سرعت به سمت شکارچی برگشت.

 

وقتی شکارچی دید که مامان آهو به قولش عمل کرده و برگشته است، بسیار متعجب شد و گفت: «آقا، من این آهو را آزاد می‌کنم. لطفاً بفرمایید شما کیستید؟»

 

مرد مهربان خود را معرفی کرد و گفت: «من امام رضا (علیه‌السلام) هستم.»

 

قصه کودکانه ضامن آهو

قصه کودکانه ضامن آهو

 

شکارچی با شنیدن نام امام رضا بسیار متاثر شد و اشک در چشمانش جمع شد. او فوراً به سمت شهر حرکت کرد تا خبر آمدن امام را به مردم برساند.

 

مامان آهو نیز وقتی نام امام رضا را شنید، به پای امام رضا افتاد و از او بسیار تشکر کرد. امام رضا او را نوازش کرد و فرمود: «به نزد بچه‌هایت برو و مراقب خودتان باشید. من دعا می‌کنم که هیچگاه در دام شکارچی دیگری نیفتید.»

 

مامان آهو از دیدن امام رضا خوشحال شد و به نزد بچه‌هایش برگشت و داستان ضامن شدن امام را برای آن‌ها تعریف کرد.

 

بله، بچه‌های عزیز، امام رضا (علیه‌السلام) همان‌طور که با حیوانات مهربان بود، به ما نیز می‌آموزد که باید با حیوانات مهربان باشیم و گاهی برای آن‌ها غذا ببریم.

 

گردآوری: بخش کودکان ناتیلوس

 


لطفا نظر خود را درباره مطلبی که خوانده‌اید، بنویسید...
نام شریف شما :
آدرس ایمیل:
مطلب :
کپی از مطالب این سایت تنها با ذکر فاتحه رایگان است
مجله تفریحی و سرگرمی ناتیلوس   Natilos.ir © 2024 - 2015
V 9.8