• فناوری
  • سرگرمی
همچنین در ناتیلوس بخوانید


❶زندگی نامه زعفر جنّی | زعفر جنّی در واقعه کربلا | آمدن زعفر جنی به کربلا 


نور محیطی چیست و چرا نباید آن را نادیده گرفت؟
ابداع روشی نوین برای شارژ مستقیم باتری با نمایشگر موبایل
ده دلیل کاهش رتبه سایت شما در گوگل
استفاده مرسدس از فناوری جدید در W۱۶
آبشار زال: سبزگین سوادکوه/ بهترین زمان برای بازدید از آبشار زال
رازهای عیوب قافیه: جستجوی زیبایی در خطاهای شعری
چرا از “فیزیک کوانتومی” سو استفاده می شود؟!
غار مانجانگ‌گول (Manjanggul Cave): شاهکار زمین‌شناسی جزیره ججو
چگونه بفهمیم هندوانه خراب شده است؟
انواع رپرتاژ آگهی و کاربرد آن را بشناسید
ترندهای جدید آرایشی
چرا غدد لنفاوی کشاله ران متورم می‌شوند؟ رازهای پنهان بدن!
فهرست نهایی قوانین فنگ شویی که کل خانه شما را متعادل نگه می دارد
از ابرخودروی هیبریدی فراری رونمایی شد
در جستجوی خوشبختی؛ نقل قول‌هایی که زندگی شاد را روشن می‌کنند
بیوگرافی و عکس های مجید یوسفی بازیگر ایرانی
روش‌های ساده و خانگی برای رفع لکه و بوی شیر از فرش
نحوه تشکیل انواع سنگ های آذرین و سری واکنش باران
تخصیص ارز به واردات خودروهای برقی آزاد شد
دلایل سقوط رتبه و رنکینگ وب سایت
ربات انسان نمای پیشرفته در کارخانه بی ام دبلیو کار می‌کند
رازهای ساده و سریع برای پوست کندن میگو مانند یک حرفه‌ای
تاثیر رسانه‌های اجتماعی بر عزت نفس و رضایت از بدن
شبه علم چیست | نگاهی نزديك به پيچيدگی‌های دنيای مدرن از نگاه علم
دانلود 30 شعر برتر درباره شهدا و دفاع مقدس و شهدا گمنام
آرشیو اینترنت دوباره هک شد
خواص سالاد ماکارونی یا پاستا با ماهی تن و تخم مرغ
8 نشانه کورتیزول بالا؛ درک سیگنال های استرس بدن شما
جایگاه نسیم مرعشی در ادبیات معاصر ایران؛ نگاهی به تأثیر آثار او
نگارش یک پایان نامه پر و پیمون! (موضوع تا دفاع)
خوشمزه ترین دسرهای ایتالیایی که باید امتحان کنید
هتل‌های لوکس میکونوس یونان: تجربه‌ای فراتر از انتظار
دستورالعمل تهیه سوسپانسیون و کاربرد و خواص آن ها
لندروور قوی‌ترین مدل دیفندر را رونمایی کرد
متن ترانه مرغ سحر
متن تبریک روز پرستار؛ فرشتگان زمینی که درد را به شادی تبدیل می‌کنند
سفر به باغ بریف: جاذبه‌ای بی‌نظیر در دل سریلانکا
بیوگرافی ارکان پتک‌کایا؛ مرد جذاب سریال‌های ترک
چگونه با اختلافات زناشویی به شیوه‌ای سالم برخورد کنیم؟
پنج کلید طلایی برای مغز سالم‌تر با گردش خون بهتر
زندگی نامه زعفر جنّ
Science Tazie Zafar

داستان زعفر جنی در میان مردم به این صورت مطرح است : روزی پیامبر خدا در صحرایی خشک و بی آب و علف فرود آمدند. اصحاب آن حضرت به او گفتند: در این بیابان چاهی است که کسی نمی تواند از آن آب بر دارد. چاه متعلق به جن ها است و هر کس بخواهد از آب چاه استفاده کند, کشته می شود. یکی از صحابه داوطلب مبارزه با جن ها شد. او رفت و بر سر چاه که رسید, یکی از جن ها کاری کرد که آن فرد مثل ذغال خشک و سیاه شد. به پیامبر خبر دادند که فلان کس کشته شد. هیچکس نتوانست به جنگ جن ها برود. پیامبر حضرت علی (ع ) را با عده ای فرستاد تا از چاه آب بیاورند. جن ها مانع شدند. آن حضرت با آنان جنگید و چند نفر از آنان را کشت . جن ها ترسیدند و به درون چاه رفتند. علی (ع ) دلو خواست . دلو را داخل چاه انداخت ولی جن ها طناب دلو را می بریدند. حضرت علی ناچار شد خودش وارد چاه شود. آن حضرت را با طنابی داخل چاه فرستادند. جن ها طناب را بریدند و حضرت علی داخل آب افتاد. در درون چاه با جن ها جنگید, آنها را شکست داد, پادشاه آنان را کشت و بقیه مسلمان شدند. یکی از مسلمان شده پسر پادشاه بود, حضرت علی نام او را زعفر گذاشت و تاج شاهی را هم بر سر او نهاد. حضرت علی (ع ) بیرون آمد. دلوها را آوردند, آب کشیدند و همه نیروها آب خوردند. ماهها و سالها گذشت , حادثه کربلا پیش آمد, یاران امام حسین (ع ) همه به شهادت رسیدند, آن حضرت تنها بود و فریاد کمک خواهی او بلند بود. در همان ساعتها زعفر جنی در جشن عروسی شرکت داشت , کسی خبر آورد که ای زعفر چرا نشستی؟! فرزند حضرت علی در کربلا تنها است و کمک می خواهد. زعفر و نیروهایش بلا فاصله در کربلا حضور یافتند و خود را به امام حسین (ع ) رساندند و گفتند: ما در خدمت هستیم . امام حسین از آنان تشکر کرد و فرمود : باید امور این عالم به طور طبیعی پیش برود.

آقای خداکرمی در کتاب ((داستانهایی درباره جن )), ص 123 به نقل از کتاب ((ریاض القدس , ج 2, ص 113 بطور کامل آورده است . مرحوم دشتی در کتاب ((فرهنگ سخنان امام حسین (ع ))), ص 537 چاپ دوم داستان زعفر را به نقل از کتاب ((نور الائمه )) آورده است .

در هر صورت من این داستان را در ماخذ معتبری نیافتم .

 

براى آگاهى بیشتر ر.ک: 1- بحارالانوار، ج 44، ص 330 علامه مجلسى 2- فرهنگ جامع سخنان امام حسین(ع)، ص 338 پژوهشکده باقرالعلوم

 

برگرفته از پرسمان

آمدن زعفر جنی به کربلا

 

زعفر جنی بساط نشاط و شادی گسترانیده و مجلس عیش و عروسی برای خود فراهم آورده بود . سلاطین جن و پری را دعوت کرد , ناگاه از زیر تخت خود صدای گریه بلند دو نفر جن راشنید که بسیار حزین و سوزناک گریه می کردند . زعفر گفت: چه وقت گریه است در هنگام خوشحالی من شما گریه می کنید؟!

 

گفتند: ای امیر چون تو ما را مامور کردی که جهت امری به شهر برویم عبور ما به قاضریه و نینوا افتاد , دیدیم دران صحرا لشگر بزرگی آماده قتال و جنگ هستند و حسین بن علی ( ع ) یعنی پسر همان بزرگواری که ما بدست او مسلمان شدیم , یکه و تنها ایستاده و تمام یاران و اعوان و انصارش کشته شده اند و خود آن حضرت به نیزه بی کسی تکیه نموده است و دم به دم راست و چپ را نگاه می کند و گاهی می فرماید( هل من ناصر ینصرنی )) آیا کسی هست که به من کمک کند و شنیدیم اهل و عیال او صدای العطش به آسمان بلند کرده بودند فورا خود را نزد تو رساندیم تا تو را از ماجرا آگاه نماییم اگر ادعای مسلمانی می کنی قد مردانگی علم کن که الان پسر پیامبر را نامسلمانان می کشند. زعفر تا این سخن شنید تاج شاهی بر زمین زد لباس دامادی را از تنش در آورد, لباس جنگ پوشید , طوایف جن را با حربه های آتشی برداشت و به کربلا آورد . زعفر نقل کرده : وقتی که وارد زمین کربلا شدم لشکر چهار فرسخ تا چهار فرسخ گرفته بود از زمین تا آسمان صفهایی از اجنه و ملائکه و کروبین, جبرئیل , مکائیل , اسرافیل , هر یکی با چند هزار ملائکه , ارواح و بیست و چهار هزار پیامبر , لکن حضرت مقابل لشگر ایستاده و به هیچ کس اعتنا نمی کرد.

 

آه از آن روز که در دشت بلا غوغا بود

شورش روز قیامت در زمین بر پا بود

خصم چون دایره گرد حرم شاه شهید

در دل دایره چون نقطه پا برجا بود

انبیاء و رسل جن و ملایک هر یک

جان به کف در بر شه منتظر ایما بود

 

ناگاه دیدم آقا سر غریبی از نیزه بی کسی بلند کرد و اشاره فرمود زعفر بیا , دیدم همه ملائکه متوجه من شدند به حضورش رفته و رکاب بوسیدم و فرمود کجا بودی زعفر؟ عرض کردم قربانت شوم مجلس عیش داشتم به من خبر رسید و بی درنگ با سی و شش هزار جن به یاری شما آمدم حضرت فرمود: زعفر زحمت کشیدی شما جن و پری از آدمیزاد با وفاتر هستید خدا و پیامبر از تو راضی باشد هر چه اصرار کردم اجازه جهاد نداد و فرمود: شما آنها را می بینید آن ها شما را نمی بینند عرض کردم ما هم به صورت انسان ظاهر می شویم اگر کشته شدیم شهید می شویم فرمود : زعفر من از زندگی دنیا دل آزرده هستم.

 

در کهنه دیر دنیای فانی

هرگز کس نماند جاودانی

من زنده باشم در سن پیری

اکبر بمیرد در نوجوانی


  • فناوری
  • سرگرمی

لطفا نظر خود را درباره مطلبی که خوانده‌اید، بنویسید...
نام شریف شما :
آدرس ایمیل:
مطلب :
کپی از مطالب این سایت تنها با ذکر فاتحه رایگان است
مجله تفریحی، سرگرمی و اطلاع رسانی   Natilos.ir © 2024 - 2015
V 9.8